الهی که شفا پیدا کنی تو
واسه دردات دوا پیدا کنی تو
توو این دنیا که بی وفایی رسمه
رفیق با وفا پیدا کنی تو
عمرا تموم دنیارو بگردی مثل من عاشقی پیدا کنی تو
نرو افسانه ی من نا تمومه
بدون اگه بری کارم تمومه
بهت گفتم بیا دنیای من باش کنارت حتی مردن آرزومه
شنیدم توو دلت انگار میگفتی
که عاشقی کجاست؟وفا کدومه؟
می خوام به سردی شبهام بخندم!
می خوام به پوچی فردام بخندم!
وقتی می بینمت با دیگرونی
توو اوج گریه هام میخوام بخندم!
می خوام داد بزنم تنهای تنها
می خوام وقتی میگم تنهام بخندم!
منم توو شهر غم زندونی تو
غم غصه ی دل ارزونی تو
نگو دوست دارم به یه غریبه
میشه اون مثل من زندونی تو
رسیده اون شبی که تو می خواستی
چه بد آخر مهمونی تو...
+ نوشته شده در جمعه
1386/11/26ساعت 22:34  توسط ترانه
|
عشق من منو صدا کن
منو از خودم رها کن
توو اجاق مرده ی دل
آتشی حاصله پا کن
تو منو از نو بنا کن
عشق من منو صدا کن
قصه ی بی انتها کن
رو به روت آیینه بگذارابدیت و بنا کن
عشق من منو صدا کن
قصه ی نگفته ام من تو بیا روایتم کن
عشق من مرمتم کن
از عذابم راحتم کن
ای صدای تو نهایت
تو بیا نهایتم کن
عشق من منو صدا کن
تو منو از نو بنا کن
رهسپار لحظه ها کن
تو به خاکستر نگاه کن
آتشی تازه به پا کن
ای بهارم،انتظارم
من زمین بی بهارم ،شورهزار انتظارم
چهره ی شکسته دارم
روح و جسم خسته دارم
به در ویرانه ی دل بغض حال بسته دارم
عشق من منو صدا کن
منو از خودم رها کن
توو اجاق مرده ی دل
آتشی حاصله پا کن
تو منو از نو بنا کن
عشق من منو صدا کن
قصه ی بی انتها کن
رو به روت آیینه بگذارابدیت و بنا کن
+ نوشته شده در جمعه
1386/11/26ساعت 22:31  توسط ترانه
|
الهی نسوزی تو گفتی بسوزم
گذاشتی که هر شب به در چشم بدوزم
من از گریه هر شب یه دریا میسازم
همه زندگیمو به چشمات می بازم
صدای دلم رو تو نشنیده رفتی
خراب تو گشتم کلامی نگفتی
تو را میسپارم به دست خدایم
فقط گوشه ای دل همیشه صدایم
یه شب عاشقانه برات گریه کردم
تو هرگز ندیدی به لب آه سردم
تو با بی وفایی به خاکم نشوندی من ساده دل رو به غربت نشوندی
نمی بخشمت من،ببین روزگارم
ببین از جدایی چه بر سینه دارم
تو را میسپارم به دست خدایم فقط گوشه ای دل همیشه صدایم
+ نوشته شده در یکشنبه
1386/11/14ساعت 21:54  توسط ترانه
|
امیدوارم خدا قدرت عاشق شدن و ازت بگیره...
p.r2,(1+1)=2,(2_1)=1
+ نوشته شده در جمعه
1386/11/12ساعت 21:47  توسط ترانه
|
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان مال اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره .
+ نوشته شده در سه شنبه
1386/11/09ساعت 15:24  توسط ترانه
|
عزیزم تولدت مبارک
+ نوشته شده در جمعه
1386/11/05ساعت 12:45  توسط ترانه
|
۱-مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت ما 2- صفا فقط صفاي مورچه كه هر وقت گريه كرد هيچكس اشكش نديد 3- رفيق فقط كلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش 4- معرفت فقط معرفت كرم نه به خاطر كرم بودنش به خاطر خاكي بودنش 5- يه رنگي فقط يه رنگي ديوار كه هرچي مردو نا مرده بهش تكيه ميدن جاخالي نميده .
+ نوشته شده در پنجشنبه
1386/11/04ساعت 15:45  توسط ترانه
|
سر راهم دوتا شد وای بر من
رفیق از من جدا شد وای بر من
رفیق از من جدا شد رفت به غربت
به غربت آشنا شد وای بر من
درخت غم به جانم کرده ریشه
به درگاه خدا نالم همیشه
رفیقان قدر یکدیگر بدانید
عجل سنگ است و آدم مثله شیشه
خداوندا ملال گریه دارم
ز دلتنگی هوای گریه دارم
بیاد لاله های رفته بر باد
چنان داغم که حال گریه دارم
اگر خواهی که قدرم را بدانی
دعا کن تا بمیرم در جوانی
(این شعر قشنگو از وب آقا احمد طاهری کپی کردم امیدوارم راضی باشن)
+ نوشته شده در چهارشنبه
1386/11/03ساعت 22:36  توسط ترانه
|
خوشبخت ترين پسر كسي هست كه اولين عشق يه دختر باشه و خوشبخترين دختر كسي هست كه آخرين عشق يه پسر باشه.
+ نوشته شده در سه شنبه
1386/11/02ساعت 21:58  توسط ترانه
|
چشم چشم :دو ابرو.نگاه من به هر سو:پس چرا نيستي پيشم؟نگاه خيس تو کو؟گوش گوش دوتا گوش.دو دست باز يه اغوش.بيا بگير قلبمو.يادم تو را فراموش...؟چوب چوب يه گردن.جاي نري تو بي من. دق مي کنم ميميرم.اگه دور بشي از من.دست دست دو تا پا. ياد تو مونده اينجا.يادت مي ياد که گفتي:بي تو نمي رم هيچ جا....؟من؟ من؟ يه عاشق. همون لیلی سابق.
+ نوشته شده در یکشنبه
1386/10/30ساعت 11:2  توسط ترانه
|
بچه ها بد جور التماس دعا دارم منو تو دعاهاتون فراموش نکنید،منم قول میدم دعاتون کنم.
+ نوشته شده در پنجشنبه
1386/10/20ساعت 22:19  توسط ترانه
|
براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي. پرهايش را بزن... خاطره پريدن با او کاري مي کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند.
+ نوشته شده در شنبه
1386/10/15ساعت 12:4  توسط ترانه
|
به خدا توکل کن ولی افسار شترت رو به درخت ببند........
+ نوشته شده در جمعه
1386/10/14ساعت 17:24  توسط ترانه
|
تو را دارم چه غم دارم در این دنیا اباالفضل جز تو من لحظه ای دلبر ندارم یا اباالفضل من آخر کشته راه تو باشم یا اباالفضل همین باشد مدال افتخارم یا اباالفضل
+ نوشته شده در جمعه
1386/10/14ساعت 17:8  توسط ترانه
|
میدونم هیچکس منو دوست نداره پس به خودم میگم:تولدم مبارک
+ نوشته شده در دوشنبه
1386/10/10ساعت 16:1  توسط ترانه
|
براي عشقي که مرده است بگذار گريه کنم .................نه براي تو..................براي صداقت که کمرنگ شده است بگذار گريه کنم .................نه براي تو ...................براي غمها که يکنواخت شده است بگذار گريه کنم .................نه براي تو....................براي آرزوها که از بين رفته اند بگذار گريه کنم ................نه براي تو....................براي محبت ها که ساکت شده اند بگذار گريه کنم .................نه براي تو....................براي آدميان که بي تفاوت شده............
+ نوشته شده در پنجشنبه
1386/10/06ساعت 23:11  توسط ترانه
|
گفته اي زيبا از امير مومنان :گریه نکردن از سختی دل است. سختی دل از گناه زیاد است. گناه زیاد از آرزوهای زیاد است. آرزوهای زیاد از فراموشی مرگ است. فراموشی مرگ از محبت به مال دنیاست. محبت به مال دنیا سرآغاز تمام خطاهاست.
+ نوشته شده در پنجشنبه
1386/09/29ساعت 20:12  توسط ترانه
|
اگریه روزفکرکردی که نبودن کسی بهترازبودنشه چشمات ببند.اون لحظه ای که اون کنارت نیست رو به خاطر بیار.اگر چشمات خیس شد داری به خودت دروغ میگی وهنوز دوستش داری.
+ نوشته شده در چهارشنبه
1386/09/28ساعت 15:20  توسط ترانه
|
صبحت بخیر عزیزم،با آنکه گفته بودی دیشب خدا نگهدار با آنکه دست سردت از قلب خسته ی تو گوید حدیث عشق را
صبحت بخیر عزیزم،با آن که در نگاهت حرفی برای من نیست با آنکه لحظه لحظه می خوانم ار تو چشمت تن خسته ای ز تکرار
در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست خو کرده ی قفس را میل رها شدن نیست من با تمام جانم پر بسته و اسیرم باید که با تو باشم در پای تو بمیرم
صبحت بخیر عزیزم،با آنکه گفته بودی دیشب خدا نگهدار با آنکه دست سردت از قلب خسته ی تو گوید حدیث عشق را
صبحت بخیر عزیزم،با آن که در نگاهت حرفی برای من نیست با آنکه لحظه لحظه می خوانم ار تو چشمت تن خسته ای ز تکرار
این بار غصه ها را از دوش خسته بردار، من کوه استوارم به من بگو نگهدار عهدی که با تو بستم هرگز شکستنی نیست این رشته تا دم مرگ هرگز گسستنی نیست.
همه ی ما به هم میگیم دوست دارم ولی فقط یه عادته یه احساسه، نمیدونیم شاید کسی که بهش میگیم باور کنه شاید اون واقعا معنی دوست داشتن رو بدونه.پس وای به اونایی که این طوری هستن.خدارو چیکار میکنی؟؟؟
+ نوشته شده در یکشنبه
1386/09/25ساعت 20:59  توسط ترانه
|
ای عشق مدد کن که به سامان برسم
همچو قطره ی باران به دریا برسم
یا من برسم به یار یا یار به من
یا هردو بمیریم و به پایان برسیم.
+ نوشته شده در پنجشنبه
1386/09/22ساعت 19:6  توسط ترانه
|
از جدا شدن نوشتي رو تن زخمي هر برگ گريه کردم و نوشتم نازنينم يا تو يا من به تو گفتم باورم کن ميون اين همه ديوار تو با خنده اي نوشتي هم
قفس خدا نگهدار بنویس مهلت موندن یه نفس بود سهم من از همه دنیا یه قفس بود بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم سر رو شونهات نذاشتم مثل دستات سرد سردم من که تو بن بست غربت زخمی آوار پاییز فکر چشمهای تو بودم با دلی از گریه لبریز شب عاشقونه ی من که حروم شد مهلت بودن با تو که تموم شد ندونستم باید از تو میگذشتم وقتی از غربت چشمات مینوشتم...
+ نوشته شده در پنجشنبه
1386/09/22ساعت 19:4  توسط ترانه
|
در زندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي.
+ نوشته شده در سه شنبه
1386/09/20ساعت 20:51  توسط ترانه
|
از سوسک مي ترسيم................از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم از عنکبوت ميترسيم................از اينکه تمام زندگيمون تار عنکبوت ببنده نمي ترسيم. از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي ميترسيم................از سرخ شدن ادما از خجالت نميترسيم از سرما خوردگي ميترسيم................از سرخورده کردن دوستامون نميترسيم .
+ نوشته شده در جمعه
1386/09/16ساعت 10:50  توسط ترانه
|
دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد. کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين....
دکتر شريعتي
+ نوشته شده در جمعه
1386/09/16ساعت 10:48  توسط ترانه
|
غرور هديه شيطان است و عشق هديه خداوند، و ما هديه شيطان را بهم مي دهيم ولي هديه خداوند را از يکديگر پنهان مي کنيم .
+ نوشته شده در جمعه
1386/09/09ساعت 22:8  توسط ترانه
|
به نظرتون چه اسمی خوشگله؟بیاین نظر بدین یه دختر یه پسر.
+ نوشته شده در سه شنبه
1386/09/06ساعت 21:40  توسط ترانه
|
حال این منم که می خوانم تو را...صدایم را میشنوی...نیازت دارم...تنهایم نگذار...
+ نوشته شده در شنبه
1386/09/03ساعت 15:33  توسط ترانه
|
چقدر سخته تو چشمهای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو بهت هدیه داد نگاه کنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری
چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده
چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بهش بگی
چقدر سخته که وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی جلوش بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری
چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم،زیر لب بهش بگی گل من باغچه ی نو مبارک.
(شکستی عهد و پیمان دیرین را گنه کردی)
+ نوشته شده در پنجشنبه
1386/09/01ساعت 15:48  توسط ترانه
|
پرسيد به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده ا
+ نوشته شده در یکشنبه
1386/08/27ساعت 14:31  توسط ترانه
|
روزي براي رسيدن به حقيقت عشق از تو پرسيدم عشق چيست ؟
گفتي: اشتياق تشنه اي است براي رسيدن به يك قطره آب .
گفتم : عاشق كيست ؟
گفتي : آن كه براي رسيدن به محبوبش مثل شمع مي سوزد !
گفتم : اين سوختن و ساختن از چه روست ؟
مرا در عشق توان سوختن و ساختن نيست .
گفتي : عشقت ، عشق نيست !
پرسيدم : تو نيز آيا در تب عشق مي سوزي ؟
سكوت كرد و مرا بي پاسخ رها .....
من اما امروز ، مي دانم سكوت چشمانت گواهي سوختن را مي دهد.
+ نوشته شده در جمعه
1386/08/25ساعت 17:20  توسط ترانه
|